رابطه را نباید خود آدم قطع کند اصلن.
نه این که حالا پشیمان بشود یا تنها بشود یا غصه بخورد. که من آدم ِ پشیمانی نیستم کلن. ( غصه خوردن و تنهایی هم که هست همیشه به هر حال!) . نه.
باید نفر دوم قطعش کند ، یا نفر سوم. نفر سوم که دیگر ایده آل است. اینجوری غصه خوردن هایش آسان تر می شود.گریه کردن هایش بی چفت و بست می شود. تازه می توانی در مورد غصه دار بودنِ او هم خیال بافی کنی. اینجوری با خیال راحت احساس بدبختی می کنی. مازوخیسم تاریخی ات حسابی ارضا می شود.یک آدمی می ماند برایت که به قول آقای الد فشن ،during sad songs ، بهش فکر کنی. یک اسمی هست که موقع خواندن « ای یار جفا کرده ی پیوند بریده » برایت پر رنگ شود. خودت را هم که توی شعر ها و داستان ها و عاشقانه ها راحت پیدا می کنی. کلی فانتزی و رویا هست که شب ها برای خودت بسازی. کلی امید ته دلت می ماند.
بله. اینجوری هاست. همیشه هم خوب نیست آدم با خودش رک باشد و جسور باشد و وقتی ببیند چیزی درست نیست ، بایستد و بگوید درست نیست. و برود.
گاهی هم باید بماند. گاهی هم باید « تَرک بشود». گاهی هم باید دختر باشد.
| لینک |

